ابراهيم عاملي ( موثق )

427

تفسير عاملي ( فارسي )

سازگار نيست و محال است شخص كافر آمرزيده شود ، بعلاوه كه چون مغفرت بمعنى پوشيدن و نابودى گناه و يا عيب است آدم بيدين كارى نكرده است كه آن را خدا بپوشاند و از آن در گذرد بلكه كفر و شرك خاصيت نفسانى او است كه قابل جدائى از او نيست . صفيعليشاه در تفسير خود مطلب آخرين كه ما گفتيم باهل معرفت نسبت داده است و گفته است : شرك اندر نزد اهل معرفت ذنب نبود سوء ذات است و صفت گفت ز آنرو ذنب را بخشم تمام ليك مشرك نيست مغفور از كلام هست ممكن جامه را كردن بدل نى كه تن يا شكل را اندر مثل زان كه آن شيئيت شيء است و بس نى فعالى كان شود زايل ز كس شرك انكار از وجود واجب است نى ذنوبى كان برحمت جاذب است 2 - در جمله ى * ( ( يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ) ) * بطور مقدّمه ميگوئيم : موجودات پيوسته در تغيير و تبديل هستند و صورتهاى مختلف به آنها داده مىشود و البتّه معدوم نميشوند و از صورتى به صورت ديگر تبديل ميشوند و در ضمن اين تبديل ، يا تركيب موادّى است و يا تجزيه ى آنها مثلا نطفه ى حيوان با تركيب مواد مناسب به تدريج بصورتهاى مختلف از جنين تا آخرين مرتبه ى رشد نمودار مىشود و باز تجزيه مىشود تا از صورت حيوانى به صورت مواد ديگر عوض مىشود مثلا نطفه ى گوسفند تبديل مىشود به بره ى شكمى كه خود موضوع مخصوصى است و از آن غذاى مطبوع درست ميكنند ، پس از آن بره ى شيرى ميگويند و بعد شيشك مىشود و پس از آن پخته و بعد قوچ و بعدها لاشه ى دكان قصابى و از آنجا در آشپزخانه ها به صورت انواع غذاها تبديل مىشود ، و چنان كه مىبينيم و مىشنويم مراحلى را برگذار مىكند كه در هر مرحله داراى صورت مخصوص و نام مخصوص به آن صورت و خواص منحصر به آن صورت است . انسان هم در همين شرايط زندگى مىكند و همينجور مراتب و تغييرات را مىپيمايد بعلاوه مراتب مختلف اخلاقى ، چنان كه مىبينيم يكنفر در اول جوانى بسيار تندخو و بدرفتار است و